Skip to main content

یک زن باردار در نیشابور خود را به آتش کشید


باز هم خودسوزی
                                                          
فاجعه ای دردناک که اینروزها بدلیل فقر وبیکاری که گریبانگیر مردم محرم و کم درآمد در ایران شده و روزانه بایستی که شاهد  شنیدن و یا دیدن خبرهای ناگواری مثل خودسوزی باشیم که قلب هر ایرانی آزادیخواهی را به درد می آورد .
در مملکتی که بر روی منابع طبیعی مثل گاز و نفت و...... خوابیده است و بایستی که هزینه های این منابع صرف کمبود و مشکلات مردم ایران خرج شود و مردم ایران در آسایش و آرامش زندگی کنند ولی متئاسفانه آخوندهای دزد و چپاولگر فقط و بفکر خودشان و آقا زادگان خودشان هستند و جیب های گشاد خودشان را پر میکنند ویا صرف اعمال کارهای تروریستی در عراق وسوریه و لبنان و..... میکنند .
راستی برای چی این سرمایه های ملی را اینطور خرج کارهای کثیف خودشان میکنند و لی بفکر مردم و جامعه محروم کشورمان نیستند که بایستنی یک زن باردار بخاطر حفظ شرف و حیثیت خودش دست به چنین کاری بزند و خودش را در برابر چشمان کودک معصومش به آتش بکشد وآیا با اینکار تاثیر مثبتی برروی آن کودک خردسالش میگذارد .
آری حتما که تاثیر روی آن کودک مظلوم میگذارد و تا ابد این صحنه دلخراش را در ذهن او نقش میبنددکه مادرش بخاطر فقری که حاکمان و ظالمان برایران بر مادرش روا داشته اند او دست به خودسوزی میزند و حتما که حس انتقام را در روح و روان آن کودک معصوم جامی اندازد انتقامی که باید به هر قیمت این آخوند دزد و غارتگر را که مسبب اصلی این همه بدبختی هستند را کشت و سرنگون کرد  .

بله تنها راه نجات و خالصی از دست این رژیم پلید و ضد بشری سرنگون کردن آنهاست .

Comments

Popular posts from this blog

نگاهی کوتاه به زندگی جاودانه‌فروغ اشرف، شهید مجاهد خلق، مجید عبادیان

جاودانه فروغ اشرف مجاهد شهید مجید عبادیان دهکردی تولد: ۱۳۴۰- شهر کرد شهادت: فروردین ۱۳۹۰   «با سلام به تمام آنهایی که در راه آزادی جان باختند و با خونشان آن را آبیاری و حراست کردند و با سلام به شهیدان قیام ایران و با سلام به تمام خواهران و برادرانم از شهر مقاومت، اشرف تا تمامی نقاط جهان. آنهایی که با گوشت و پوست خودشان برای دفاع از آزادی به اعتصاب غذا شتافتند و ذره ذره وجودشان را در این راه ریختند. انشاالله که لایق این همه بزرگی و کرامت باشم».  سخن دیگر قهرمان مجاهد خلق در روزهای تهاجم دشمن به اشرف این بود که: من هم با تمام وجودم حاضرم در این راه تا پای جان بایستم حتی اگر دژخیمان، اشرف را اوین هم بکنند، تا پای جان در رکاب و همراه و یاور خواهر مریم و برادر می‌مانم و از سنگر اشرف؛ این دژ شکست‌ناپذیر، تا سرنگونی رژیم ضدبشری خامنه‌ای با تمام وجودم دفاع و خروج از آن را نمی‌پذیرم الا این‌که برویم نزد خلقمان و نزد مردم خودمان با خواهر مریم در تهران.  مجید عبادیان  پس از تحصیلاتش در شهرکرد، با تأسیس یک شرکت ساختمانی، زندگی مرفهی داشت، اما مواهب زندگی چندان او را ...

کهکشان کاظم : زندگینامه مجاهد قهرمان کیومرث یوسفی

         نگاهی به زندگی انقلابی مجاهد شهید کیومرث یوسفی کمرکان                           کشاورزی که یک انقلابی حرفه ای شد کیومرث یوسفی متولد 1340 حومه جیرفت 36سال سابقه فعالیت سیاسی هنوز یاران کیومرث طنین صدای گرم و خنده‌های او را در گوش دارند که در مصاحبه‌ای می‌گفت: ”این دشمن زبون خامنه‌ای طلسم‌شکسته فکر می‌کنه با کشتن مجاهدین، با این زد و بندها با این توطئه‌ها با این خمپاره بارانها ما را به تسلیم می‌کشانه... . این‌جا را با خمپاره و موشک زد به حساب این‌که ما را به تسلیم بکشونه، کور خونده! مجاهدین با خون راهشون باز میشه، انگیزه می‌گیرم. ما انگیزه مون صد چندان میشه، برای مبارزه بیشتر برای جنگ صد برابر، این‌که پشت این رژیمو به خاک بنشونیم “ کیومرث در شب قدر سال 92 و با اشراف کامل به آینده و آنچه که در پیش است، در نقشه مسیرش نوشته بود:  ”یا علی اگر زمانه هزار بار از این هم سخت‌تر بشود هرگز نخواهم گذاشت دشمن به مقاصد شوم خود برسد چون ما مجاهدین به سلاح انقلاب ”به ...

کهکشان کاظم : زندگینامه مجاهد قهرمان رجبعلی قربانی

                                    نگاهی به زندگی انقلابی مجاهد شهید رجبعلی قربانی رجبعلی قربانی روستازاده دلیری که رزمنده قهرمان آزادی شد متولد 1340 رودسر سابقه مبارزاتی 35سال رجبعلی در سال 1340 در خانواده‌یی کشاورز در یکی از روستاهای شهرستان رودسر به دنیا آمد. در سال57 در حالی که دانش‌آموز بود، در کوران  انقلاب ضدسلطنتی   قرار گرفت و از طریق برادر بزرگتر و عمویش که هر دو دانشجو بودند، با اندیشه‌های انقلابی آشنا شد و فعالانه در تظاهرات علیه رژیم شاه شرکت جست. در سال 58 هوادار مجاهدین شد، خودش درباره علت هوادار شدنش می‌گوید: ”عکس برادر مسعود را در روزنامه دیدم و در من یک جرقه ایجاد شد و از همانجا عاشقش شدم“ رجبعلی سپس از سال 59 در صفوف میلیشیای مجاهد خلق قرار گرفت و سراپا شعله‌ور از شور آزادیخواهی روز و شب نداشت و سر از پا نمی‌شناخت. اما  30خرداد   60 و آغاز سرکوب وحشیانه و کشتار هواداران مجاهدین توسط خمینی، او را که ارتباطش با سازمان قطع شده بود، ناگزیر از رو...