Skip to main content

افزایش خودکشی‌ها داغ ننگی بر پیشانی رژیم

درایران متوسط روزانه ١١ نفر  بر اثر خودکشی جان خود را از دست می‌دهند.




درایران چرا هر روز باید شاهد خودکشی باشیم
در ایران اخوند زده و ویران شده که هر روز شاهد صحنه های دلخراش و غم انگیز هستیم و میبینیم و یا خبرش را میشنویم اینبار خبر دردناک و تکان دهنده ای را ازمسئولین و کارکنان 
 سازمان بهداشت جهانی میگویند  که از میان ١٠٠ هزار زن و مرد ایرانی، ٣ زن و یک مرد دست به خودکشی می‌زنند.
به‌طور متوسط روزانه ١١ نفر در ایران بر اثر خودکشی جان خود را از دست می‌دهند.
اینجا این سوال پیش می آید که چه کسی مسئول و پاسخگو میباشد؟
چرا و به چه دلیل بایستی مملکتی که روی منابع عظیم و ذخایر و منابع طبیعی سوار است بایستی که این چنین مسئولان مملکت دزد و چپاولگر باشند و فقط به فکر خودشان و آقا زادگانشان باشند .
آری اگر یک قلم به سرمایه های مجتبی خامنه ای نگاه کنید اگر به کاخ مجلل او در آمریکا نگاه کنید خواهید دید که سیمای  مردم محروم که در ایران آخوندزده زیر خط فقر زندگی کنند 
 چرا باید که کارتن خواب ها روزانه آمارشان بالا برود .
 چراباید که فساد و دزدی در ایران بیداد بکند .
 چراباید که مسئولین و ماموران خلیفه ارتجاع جهت حفظ آبروی ولی فقیه ارتجاع دست به جمع آوری کارتن خواب ها بزنند و با افتخار هم بگویند که نیمی بیشتر از کارتن خوابها را زنان تشکیل میدهند آیا اینکارشان غیر از سرکوب هرچه بیشتر زنان در ایران نیست؟
واین خودکشی ها یک ارمغان و دست آورد آخوندها برای ایران نیست .
در یک کلام بایستی با صدای بلند فریاد برآورد و گفت .
مرگ براین نظام جهل و جنایت که با سرکوب و رعب و وحشت میخواهد که صدای مظلوم و حق طلبانه مردم ایران را در گلوخفه کند و مردم را وادار و مجبور کندکه دست به خودکشی بزنند و بعد هم بر گردن خود مردم بیندازد که خودشان مقصر هستند
آری تنها راه نجات ملت ایران از این وضعیت سرنگونی این رژیم جنایتکار است.
                    مرگ بر اصل ولایت فقیه زنده با ارتش آزادی 

Comments

Popular posts from this blog

نگاهی کوتاه به زندگی جاودانه‌فروغ اشرف، شهید مجاهد خلق، مجید عبادیان

جاودانه فروغ اشرف مجاهد شهید مجید عبادیان دهکردی تولد: ۱۳۴۰- شهر کرد شهادت: فروردین ۱۳۹۰   «با سلام به تمام آنهایی که در راه آزادی جان باختند و با خونشان آن را آبیاری و حراست کردند و با سلام به شهیدان قیام ایران و با سلام به تمام خواهران و برادرانم از شهر مقاومت، اشرف تا تمامی نقاط جهان. آنهایی که با گوشت و پوست خودشان برای دفاع از آزادی به اعتصاب غذا شتافتند و ذره ذره وجودشان را در این راه ریختند. انشاالله که لایق این همه بزرگی و کرامت باشم».  سخن دیگر قهرمان مجاهد خلق در روزهای تهاجم دشمن به اشرف این بود که: من هم با تمام وجودم حاضرم در این راه تا پای جان بایستم حتی اگر دژخیمان، اشرف را اوین هم بکنند، تا پای جان در رکاب و همراه و یاور خواهر مریم و برادر می‌مانم و از سنگر اشرف؛ این دژ شکست‌ناپذیر، تا سرنگونی رژیم ضدبشری خامنه‌ای با تمام وجودم دفاع و خروج از آن را نمی‌پذیرم الا این‌که برویم نزد خلقمان و نزد مردم خودمان با خواهر مریم در تهران.  مجید عبادیان  پس از تحصیلاتش در شهرکرد، با تأسیس یک شرکت ساختمانی، زندگی مرفهی داشت، اما مواهب زندگی چندان او را ...

کهکشان کاظم : زندگینامه مجاهد قهرمان کیومرث یوسفی

         نگاهی به زندگی انقلابی مجاهد شهید کیومرث یوسفی کمرکان                           کشاورزی که یک انقلابی حرفه ای شد کیومرث یوسفی متولد 1340 حومه جیرفت 36سال سابقه فعالیت سیاسی هنوز یاران کیومرث طنین صدای گرم و خنده‌های او را در گوش دارند که در مصاحبه‌ای می‌گفت: ”این دشمن زبون خامنه‌ای طلسم‌شکسته فکر می‌کنه با کشتن مجاهدین، با این زد و بندها با این توطئه‌ها با این خمپاره بارانها ما را به تسلیم می‌کشانه... . این‌جا را با خمپاره و موشک زد به حساب این‌که ما را به تسلیم بکشونه، کور خونده! مجاهدین با خون راهشون باز میشه، انگیزه می‌گیرم. ما انگیزه مون صد چندان میشه، برای مبارزه بیشتر برای جنگ صد برابر، این‌که پشت این رژیمو به خاک بنشونیم “ کیومرث در شب قدر سال 92 و با اشراف کامل به آینده و آنچه که در پیش است، در نقشه مسیرش نوشته بود:  ”یا علی اگر زمانه هزار بار از این هم سخت‌تر بشود هرگز نخواهم گذاشت دشمن به مقاصد شوم خود برسد چون ما مجاهدین به سلاح انقلاب ”به ...

کهکشان کاظم : زندگینامه مجاهد قهرمان رجبعلی قربانی

                                    نگاهی به زندگی انقلابی مجاهد شهید رجبعلی قربانی رجبعلی قربانی روستازاده دلیری که رزمنده قهرمان آزادی شد متولد 1340 رودسر سابقه مبارزاتی 35سال رجبعلی در سال 1340 در خانواده‌یی کشاورز در یکی از روستاهای شهرستان رودسر به دنیا آمد. در سال57 در حالی که دانش‌آموز بود، در کوران  انقلاب ضدسلطنتی   قرار گرفت و از طریق برادر بزرگتر و عمویش که هر دو دانشجو بودند، با اندیشه‌های انقلابی آشنا شد و فعالانه در تظاهرات علیه رژیم شاه شرکت جست. در سال 58 هوادار مجاهدین شد، خودش درباره علت هوادار شدنش می‌گوید: ”عکس برادر مسعود را در روزنامه دیدم و در من یک جرقه ایجاد شد و از همانجا عاشقش شدم“ رجبعلی سپس از سال 59 در صفوف میلیشیای مجاهد خلق قرار گرفت و سراپا شعله‌ور از شور آزادیخواهی روز و شب نداشت و سر از پا نمی‌شناخت. اما  30خرداد   60 و آغاز سرکوب وحشیانه و کشتار هواداران مجاهدین توسط خمینی، او را که ارتباطش با سازمان قطع شده بود، ناگزیر از رو...