Skip to main content

کهکشان کاظم : زندگینامه مجاهد قهرمان کیومرث یوسفی


         نگاهی به زندگی انقلابی مجاهد شهید کیومرث یوسفی کمرکان
                          کشاورزی که یک انقلابی حرفه ای شد





کیومرث یوسفی
متولد 1340 حومه جیرفت
36سال سابقه فعالیت سیاسی
هنوز یاران کیومرث طنین صدای گرم و خنده‌های او را در گوش دارند که در مصاحبه‌ای می‌گفت: ”این دشمن زبون خامنه‌ای طلسم‌شکسته فکر می‌کنه با کشتن مجاهدین، با این زد و بندها با این توطئه‌ها با این خمپاره بارانها ما را به تسلیم می‌کشانه... . این‌جا را با خمپاره و موشک زد به حساب این‌که ما را به تسلیم بکشونه، کور خونده! مجاهدین با خون راهشون باز میشه، انگیزه می‌گیرم. ما انگیزه مون صد چندان میشه، برای مبارزه بیشتر برای جنگ صد برابر، این‌که پشت این رژیمو به خاک بنشونیم “
کیومرث در شب قدر سال 92 و با اشراف کامل به آینده و آنچه که در پیش است، در نقشه مسیرش نوشته بود:
 ”یا علی اگر زمانه هزار بار از این هم سخت‌تر بشود هرگز نخواهم گذاشت دشمن به مقاصد شوم خود برسد چون ما مجاهدین به سلاح انقلاب ”به همان چیزی که هرگز نه ارتجاع و نه استعمار آن را نخواهند فهمید مسلح هستیم “
سه سال پیش از این یعنی در آبان 90 هم نوشته بود:
 ”بر عهد و پیمان با خدا و خلق و شهیدان و بر سوگندهای خود پایدار و استوارم. ... و در این رابطه از همرزمان، سازمان و یاران اشرف‌نشان و مردم ایران که شاهد سوگند مجاهدی من بوده‌اند می‌خواهم که روی من حساب کنند“
به این ترتیب، کیومرث که پیش از پیوستن به مجاهدین، در روستاهای اطراف جیرفت به کشاورزی مشغول بود، به مردمش اطمینان خاطر می‌دهد که در سه دهه رزم مستمر، به آن‌چنان بلوغی رسیده که توانایی درافتادن با پیچیده‌ترین و سخت‌ترین توطئه‌ها ی سیاسی تاریخ معاصر را دارد.
او در یکی از نوشته‌هایش، در بیان احساسات درونی‌اش گفته:
 ”می‌خواهم احساس مجاهدی خودم را از این ایام (بعد از فروغ اشرف) و به‌خصوص در این شب احیا که رستگاری همه ما مجاهدین است بیان کنم: واقعیت این است که برای اولین بار است که در هر زمینه‌ای احساس سرشاری و پر بودن مجاهدی (ایدئولوژیک) می‌کنم، چرا که یک فهم و درک جدیدی از قرآن و انطباق آن با مبارزه پیدا کردم و این‌که ما مجاهدین در چه نقطه‌ای از تاریخ قرار داریم و من به‌عنوان یک مجاهد عضو کوچک این سازمان... برای محقق کردن... . مأموریت سرنگونی همه چیز داریم“
کیومرث در سال 89 که امواج فتنه پیرامون اشرف را فراگرفته بود نوشت:
 ”خدا را گواه می‌گیرم... تا آخرین قطره خونم دست از مجاهدت، از این آرمان و رهبری بر نخواهم داشت و انقلاب خواهر مریم را سرلوحه یومیه خودم خواهم کرد.“
روزی مسعود گفته بود ”توحید فراتر از یک تئوریست، توحید یک عشق است“ عشق به هستی، عشق به انسانها و عشق به یگانگی و یگانه دیدن آنها،
عشق به عدالت و برابری و عشق به آزادی.
مجاهد قهرمان کیومرث یوسفی روز هفتم آبان امسال، دفتر عشق به این همه را، با امضایی سرخ، مهر کرد و جاودانه شد.

Comments

Popular posts from this blog

نگاهی کوتاه به زندگی جاودانه‌فروغ اشرف، شهید مجاهد خلق، مجید عبادیان

جاودانه فروغ اشرف مجاهد شهید مجید عبادیان دهکردی تولد: ۱۳۴۰- شهر کرد شهادت: فروردین ۱۳۹۰   «با سلام به تمام آنهایی که در راه آزادی جان باختند و با خونشان آن را آبیاری و حراست کردند و با سلام به شهیدان قیام ایران و با سلام به تمام خواهران و برادرانم از شهر مقاومت، اشرف تا تمامی نقاط جهان. آنهایی که با گوشت و پوست خودشان برای دفاع از آزادی به اعتصاب غذا شتافتند و ذره ذره وجودشان را در این راه ریختند. انشاالله که لایق این همه بزرگی و کرامت باشم».  سخن دیگر قهرمان مجاهد خلق در روزهای تهاجم دشمن به اشرف این بود که: من هم با تمام وجودم حاضرم در این راه تا پای جان بایستم حتی اگر دژخیمان، اشرف را اوین هم بکنند، تا پای جان در رکاب و همراه و یاور خواهر مریم و برادر می‌مانم و از سنگر اشرف؛ این دژ شکست‌ناپذیر، تا سرنگونی رژیم ضدبشری خامنه‌ای با تمام وجودم دفاع و خروج از آن را نمی‌پذیرم الا این‌که برویم نزد خلقمان و نزد مردم خودمان با خواهر مریم در تهران.  مجید عبادیان  پس از تحصیلاتش در شهرکرد، با تأسیس یک شرکت ساختمانی، زندگی مرفهی داشت، اما مواهب زندگی چندان او را ...

کهکشان کاظم : زندگینامه مجاهد قهرمان رجبعلی قربانی

                                    نگاهی به زندگی انقلابی مجاهد شهید رجبعلی قربانی رجبعلی قربانی روستازاده دلیری که رزمنده قهرمان آزادی شد متولد 1340 رودسر سابقه مبارزاتی 35سال رجبعلی در سال 1340 در خانواده‌یی کشاورز در یکی از روستاهای شهرستان رودسر به دنیا آمد. در سال57 در حالی که دانش‌آموز بود، در کوران  انقلاب ضدسلطنتی   قرار گرفت و از طریق برادر بزرگتر و عمویش که هر دو دانشجو بودند، با اندیشه‌های انقلابی آشنا شد و فعالانه در تظاهرات علیه رژیم شاه شرکت جست. در سال 58 هوادار مجاهدین شد، خودش درباره علت هوادار شدنش می‌گوید: ”عکس برادر مسعود را در روزنامه دیدم و در من یک جرقه ایجاد شد و از همانجا عاشقش شدم“ رجبعلی سپس از سال 59 در صفوف میلیشیای مجاهد خلق قرار گرفت و سراپا شعله‌ور از شور آزادیخواهی روز و شب نداشت و سر از پا نمی‌شناخت. اما  30خرداد   60 و آغاز سرکوب وحشیانه و کشتار هواداران مجاهدین توسط خمینی، او را که ارتباطش با سازمان قطع شده بود، ناگزیر از رو...