Skip to main content

کهکشان کاظم : زندگینامه مجاهد قهرمان امیرحسین اداوی

نگاهی به زندگی انقلابی مجاهد قهرمان امیرحسین اداوی - فرزند رنج و فقر با اراده‌ای برآمده از انقلاب
امیر حسین اداوی
متولد 1344 الیگودرز

 «می گویم روز، روز مجاهدین است. اما آنچه به خودم برمی‌گردد این است که باید در این شب قدر یک بار دیگر انتخاب کنم که مجاهد بمانم و مجاهد بمیرم. ... .. خدایا من برای مردم و در راه تو این راه را انتخاب کردم. ... خدایا من برای جاه و مقام و رده و کرسی مبارزه را انتخاب نکرده بودم و دنبال این چیزها نبوده و نیستم و نخواهم بود. امیرحسین اداوی 28تیر 93»

این کلمات مجاهدی ست از فرزندان زحمتکش مردم الیگودرز که رنج کار و سوز فقر و ناداری مردم ایران را با گوشت و پوست خود حس کرده بود.

او خود نوشته است:
 «از آن روزی که خودم را شناختم علاقه‌ی زیادی داشتم که به مدرسه بروم اما پدر نمی‌خواست... می‌گفت باید کار بکنی. مجبور بودم با پدرم کار کشاورزی کنم... . بعد هم در تهران کار می‌کردم. »...

همین حس مستقیم و بیواسطه رنج مردم باعث شد که امیر حسین به‌محض پیدا کردن گمشده‌اش در آرمانهای مجاهدین، به هواداری از آنان بشتابد و در سال 68 خود را به ارتش آزادیبخش ملی ایران برساند. و از آن پس هم در ارتش آزادی، لحظه‌یی از تلاش و سختکوشی باز نایستاد.

امیر حسین که یارانش او را حسین صدا می‌کردند در نقشه مسیر سال 92 نوشت:
 «به این مبارزه‌ی سخت و نابرابر افتخار می‌کنم... خدایا من با انقلاب خواهر مریم و ارزشهای آن بود که توانستم مجاهد اشرفی باشم. پس مرا شایسته‌ی این نعمت بدار و تو را شگرگزارم که مرا به این سعادت رساندی... .. خدایا در این مباره‌ی سخت و پیگیر با دشمن خودت، از تو کمک می‌خواهم تا یک مجاهد اشرفی باشم. مرگ بر رژیم ضدبشری خمینی. امیرحسین اداوی 7مرداد 92»
امیر حسین قهرمان که همیشه در صحنه‌های رزم و پیکار و عرصه‌های سازندگی، شاخص و نمونه بود، در شامگاه هفتمین روز از آبان 94 و در میانه ماه محرم، بر اثر موشک‌باران رژیم ددمنش حاکم بر ایران، به‌شهادت رسید و جان خود را فدای آزادی و آبادی میهن در زنجیرش کرد، تا در فردای آزادی ایران، هیچ کودک و نوجوانی مجبور نباشد بر خلاف آرزوهای خود، درس و مدرسه را رها کرده و به‌کار طاقت‌فرسا در کارگاهها و مزارع بپردازد.

به یقین اراده‌ی امیر حسین برای رهایی مردم ایران از فقر و ستم و سرکوب، در عزم و رزم مجاهدین و فرزندان آگاه ایران، استمرار خواهد یافت و بساط ستم را از ایران برخواهد چید.


Comments

Popular posts from this blog

نگاهی کوتاه به زندگی جاودانه‌فروغ اشرف، شهید مجاهد خلق، مجید عبادیان

جاودانه فروغ اشرف مجاهد شهید مجید عبادیان دهکردی تولد: ۱۳۴۰- شهر کرد شهادت: فروردین ۱۳۹۰   «با سلام به تمام آنهایی که در راه آزادی جان باختند و با خونشان آن را آبیاری و حراست کردند و با سلام به شهیدان قیام ایران و با سلام به تمام خواهران و برادرانم از شهر مقاومت، اشرف تا تمامی نقاط جهان. آنهایی که با گوشت و پوست خودشان برای دفاع از آزادی به اعتصاب غذا شتافتند و ذره ذره وجودشان را در این راه ریختند. انشاالله که لایق این همه بزرگی و کرامت باشم».  سخن دیگر قهرمان مجاهد خلق در روزهای تهاجم دشمن به اشرف این بود که: من هم با تمام وجودم حاضرم در این راه تا پای جان بایستم حتی اگر دژخیمان، اشرف را اوین هم بکنند، تا پای جان در رکاب و همراه و یاور خواهر مریم و برادر می‌مانم و از سنگر اشرف؛ این دژ شکست‌ناپذیر، تا سرنگونی رژیم ضدبشری خامنه‌ای با تمام وجودم دفاع و خروج از آن را نمی‌پذیرم الا این‌که برویم نزد خلقمان و نزد مردم خودمان با خواهر مریم در تهران.  مجید عبادیان  پس از تحصیلاتش در شهرکرد، با تأسیس یک شرکت ساختمانی، زندگی مرفهی داشت، اما مواهب زندگی چندان او را ...

کهکشان کاظم : زندگینامه مجاهد قهرمان کیومرث یوسفی

         نگاهی به زندگی انقلابی مجاهد شهید کیومرث یوسفی کمرکان                           کشاورزی که یک انقلابی حرفه ای شد کیومرث یوسفی متولد 1340 حومه جیرفت 36سال سابقه فعالیت سیاسی هنوز یاران کیومرث طنین صدای گرم و خنده‌های او را در گوش دارند که در مصاحبه‌ای می‌گفت: ”این دشمن زبون خامنه‌ای طلسم‌شکسته فکر می‌کنه با کشتن مجاهدین، با این زد و بندها با این توطئه‌ها با این خمپاره بارانها ما را به تسلیم می‌کشانه... . این‌جا را با خمپاره و موشک زد به حساب این‌که ما را به تسلیم بکشونه، کور خونده! مجاهدین با خون راهشون باز میشه، انگیزه می‌گیرم. ما انگیزه مون صد چندان میشه، برای مبارزه بیشتر برای جنگ صد برابر، این‌که پشت این رژیمو به خاک بنشونیم “ کیومرث در شب قدر سال 92 و با اشراف کامل به آینده و آنچه که در پیش است، در نقشه مسیرش نوشته بود:  ”یا علی اگر زمانه هزار بار از این هم سخت‌تر بشود هرگز نخواهم گذاشت دشمن به مقاصد شوم خود برسد چون ما مجاهدین به سلاح انقلاب ”به ...

کهکشان کاظم : زندگینامه مجاهد قهرمان رجبعلی قربانی

                                    نگاهی به زندگی انقلابی مجاهد شهید رجبعلی قربانی رجبعلی قربانی روستازاده دلیری که رزمنده قهرمان آزادی شد متولد 1340 رودسر سابقه مبارزاتی 35سال رجبعلی در سال 1340 در خانواده‌یی کشاورز در یکی از روستاهای شهرستان رودسر به دنیا آمد. در سال57 در حالی که دانش‌آموز بود، در کوران  انقلاب ضدسلطنتی   قرار گرفت و از طریق برادر بزرگتر و عمویش که هر دو دانشجو بودند، با اندیشه‌های انقلابی آشنا شد و فعالانه در تظاهرات علیه رژیم شاه شرکت جست. در سال 58 هوادار مجاهدین شد، خودش درباره علت هوادار شدنش می‌گوید: ”عکس برادر مسعود را در روزنامه دیدم و در من یک جرقه ایجاد شد و از همانجا عاشقش شدم“ رجبعلی سپس از سال 59 در صفوف میلیشیای مجاهد خلق قرار گرفت و سراپا شعله‌ور از شور آزادیخواهی روز و شب نداشت و سر از پا نمی‌شناخت. اما  30خرداد   60 و آغاز سرکوب وحشیانه و کشتار هواداران مجاهدین توسط خمینی، او را که ارتباطش با سازمان قطع شده بود، ناگزیر از رو...