Skip to main content

به یاد مجاهد شهید سعید ریاحی دهکردی


گرامی باد یاد و خاطره شیهدان 





مشخصات شهید سعید ریاحی دهکردی


محل تولد: شهر كرد
شغل - تحصيل: شغل آزاد
سن: 26
محل شهادت: کرمانشاه
زمان شهادت: 1367

به یاد مجاهد شهید سعید ریاحی دهکردی


سعید ریاحی‌دهکردی تاریخ تولد‌: 1341 محل تولد‌: شهرکرد تحصیلات‌: دیپلم سابقهٌ مبارزاتی: 9سال زندانی سیاسی: 4سال سعید ریاحی در سال58 فعالیتهای خود را در رابطه با مجاهدین از مدرسه شروع کرد. سال60 دستگیر شد و تا سال64 در زندان بود. پس از آزادی دوباره در‌صدد وصل به سازمان برآمد. در سال65 خود را به منطقه رساند و در گردانهای رزمی سازماندهی شد. در عملیات متعددی شرکت کرد و قهرمانانه جنگید. سعید قهرمان در عملیات کبیر فروغ جاویدان حماسی‌ترین نبرد خود را تقدیم به ‌انقلاب و مقاومت خلقش برای آزادی نمود و به کهکشان جاودانه‌فروغها پر کشید. «…سلام و درود بر مسعود و مریم و بر برادران و خواهران مجاهدم و هم‌سنگران آهنین رزم… سلاح مجاهد خلق را بر دوش گرفته و در دستان خود می‌فشارم و بر آن بوسهٌ عشق می‌زنم و آن را در جهت هدفهای سازمان به‌کار می‌بندم. آری، مقاومت شورانگیز است و سلاح مجاهد آمادهٌ شلیک بر قلب کثیف و متعفن خمینی و مزدوران آن… از عمق وجود و با تمام توش و توان و از بن استخوان سوگند می‌خورم، به شرف خلق قهرمان ایران و مجاهدین خلق ایران سوگند می‌خورم که تا وقتی یک مجاهد نیز در این جهان وجود داشته باشد، این رژیم سفاک و خون‌آشام را با هر وسیلهٌ ممکن از بن برخواهیم کند…». وصیت نامه

Comments

Popular posts from this blog

نگاهی کوتاه به زندگی جاودانه‌فروغ اشرف، شهید مجاهد خلق، مجید عبادیان

جاودانه فروغ اشرف مجاهد شهید مجید عبادیان دهکردی تولد: ۱۳۴۰- شهر کرد شهادت: فروردین ۱۳۹۰   «با سلام به تمام آنهایی که در راه آزادی جان باختند و با خونشان آن را آبیاری و حراست کردند و با سلام به شهیدان قیام ایران و با سلام به تمام خواهران و برادرانم از شهر مقاومت، اشرف تا تمامی نقاط جهان. آنهایی که با گوشت و پوست خودشان برای دفاع از آزادی به اعتصاب غذا شتافتند و ذره ذره وجودشان را در این راه ریختند. انشاالله که لایق این همه بزرگی و کرامت باشم».  سخن دیگر قهرمان مجاهد خلق در روزهای تهاجم دشمن به اشرف این بود که: من هم با تمام وجودم حاضرم در این راه تا پای جان بایستم حتی اگر دژخیمان، اشرف را اوین هم بکنند، تا پای جان در رکاب و همراه و یاور خواهر مریم و برادر می‌مانم و از سنگر اشرف؛ این دژ شکست‌ناپذیر، تا سرنگونی رژیم ضدبشری خامنه‌ای با تمام وجودم دفاع و خروج از آن را نمی‌پذیرم الا این‌که برویم نزد خلقمان و نزد مردم خودمان با خواهر مریم در تهران.  مجید عبادیان  پس از تحصیلاتش در شهرکرد، با تأسیس یک شرکت ساختمانی، زندگی مرفهی داشت، اما مواهب زندگی چندان او را ...

کهکشان کاظم : زندگینامه مجاهد قهرمان کیومرث یوسفی

         نگاهی به زندگی انقلابی مجاهد شهید کیومرث یوسفی کمرکان                           کشاورزی که یک انقلابی حرفه ای شد کیومرث یوسفی متولد 1340 حومه جیرفت 36سال سابقه فعالیت سیاسی هنوز یاران کیومرث طنین صدای گرم و خنده‌های او را در گوش دارند که در مصاحبه‌ای می‌گفت: ”این دشمن زبون خامنه‌ای طلسم‌شکسته فکر می‌کنه با کشتن مجاهدین، با این زد و بندها با این توطئه‌ها با این خمپاره بارانها ما را به تسلیم می‌کشانه... . این‌جا را با خمپاره و موشک زد به حساب این‌که ما را به تسلیم بکشونه، کور خونده! مجاهدین با خون راهشون باز میشه، انگیزه می‌گیرم. ما انگیزه مون صد چندان میشه، برای مبارزه بیشتر برای جنگ صد برابر، این‌که پشت این رژیمو به خاک بنشونیم “ کیومرث در شب قدر سال 92 و با اشراف کامل به آینده و آنچه که در پیش است، در نقشه مسیرش نوشته بود:  ”یا علی اگر زمانه هزار بار از این هم سخت‌تر بشود هرگز نخواهم گذاشت دشمن به مقاصد شوم خود برسد چون ما مجاهدین به سلاح انقلاب ”به ...

کهکشان کاظم : زندگینامه مجاهد قهرمان رجبعلی قربانی

                                    نگاهی به زندگی انقلابی مجاهد شهید رجبعلی قربانی رجبعلی قربانی روستازاده دلیری که رزمنده قهرمان آزادی شد متولد 1340 رودسر سابقه مبارزاتی 35سال رجبعلی در سال 1340 در خانواده‌یی کشاورز در یکی از روستاهای شهرستان رودسر به دنیا آمد. در سال57 در حالی که دانش‌آموز بود، در کوران  انقلاب ضدسلطنتی   قرار گرفت و از طریق برادر بزرگتر و عمویش که هر دو دانشجو بودند، با اندیشه‌های انقلابی آشنا شد و فعالانه در تظاهرات علیه رژیم شاه شرکت جست. در سال 58 هوادار مجاهدین شد، خودش درباره علت هوادار شدنش می‌گوید: ”عکس برادر مسعود را در روزنامه دیدم و در من یک جرقه ایجاد شد و از همانجا عاشقش شدم“ رجبعلی سپس از سال 59 در صفوف میلیشیای مجاهد خلق قرار گرفت و سراپا شعله‌ور از شور آزادیخواهی روز و شب نداشت و سر از پا نمی‌شناخت. اما  30خرداد   60 و آغاز سرکوب وحشیانه و کشتار هواداران مجاهدین توسط خمینی، او را که ارتباطش با سازمان قطع شده بود، ناگزیر از رو...