Skip to main content

درگذشت ویکتور گولوتا از حامیان بزرگ مقاومت ایران



بیاد دوست و حامی بزرگ مقاومت ایران ویکتورگولوتا مردی بزرگ ازفرانسه 

        
شخصیتی که هر گز فراموش نخواهد شد و همیشه بیاد او و زحماتی که برای اشرفیان و مقاومت مردم ایران در این سالها کشید خواهیم بود
ویکتور مردی بود که در سخترین دوران مقاومت مردم ایران درپاریس با مجاهدین آشنا شد و در کودتای نافرجام ۱۷ ژوئن بود که با مایه گذاری بیش ازحد با آن سن وسال  بالای که داشت  به کمک و یاری مجاهدینی که در آن روزگار در اعتصاب غدا بودند میشتافت و همواره مثل یک پدری دلسوز در کنار متحصنین و اعتصاب کنندگان بود
او همواره به گفته خودش عاشق و شیفته مجاهدین اشرفی بود و به همین خاطر خودش را درآن روزگار به اشرف رساند و روزهای را در کنار اشرفیان سپری کرد و همواره به اشرفیان عشق می ورزید و همیشه در هر تظاهرات یا جلسه ای که به اسم اشرفیها در اروپا برگذار میشد یکی از جلودارهای برگذار کنندگان مراسم ها بود
در آخرین دیداری که با او داشتیم  همواره از اشرف و اشرفیها سخن میگفت و بعد از حمله موشکی ۷ آبان ۹۴ به لیبرتی که ۲۴ مجاهد خلق بشهادت رسیده بودند بشدت نارحت بود و بهم ریخته بود و میگفت که ای کاش در کنار آنها بودم


آری حالا بایستی با افتخار گفت که ویکتور نه تنها متعلق به مردم شریف فرانسه و اورسورواز بوده بلکه او جزئی از مقاومت و مردم ایران است که هرگز از یاد و خاطره مجاهدان و ملت ایران نخواهد رفت

درود بر ویکتور گولوتا و یاد و خاطره اش گرامی باد

Comments

Popular posts from this blog

نگاهی کوتاه به زندگی جاودانه‌فروغ اشرف، شهید مجاهد خلق، مجید عبادیان

جاودانه فروغ اشرف مجاهد شهید مجید عبادیان دهکردی تولد: ۱۳۴۰- شهر کرد شهادت: فروردین ۱۳۹۰   «با سلام به تمام آنهایی که در راه آزادی جان باختند و با خونشان آن را آبیاری و حراست کردند و با سلام به شهیدان قیام ایران و با سلام به تمام خواهران و برادرانم از شهر مقاومت، اشرف تا تمامی نقاط جهان. آنهایی که با گوشت و پوست خودشان برای دفاع از آزادی به اعتصاب غذا شتافتند و ذره ذره وجودشان را در این راه ریختند. انشاالله که لایق این همه بزرگی و کرامت باشم».  سخن دیگر قهرمان مجاهد خلق در روزهای تهاجم دشمن به اشرف این بود که: من هم با تمام وجودم حاضرم در این راه تا پای جان بایستم حتی اگر دژخیمان، اشرف را اوین هم بکنند، تا پای جان در رکاب و همراه و یاور خواهر مریم و برادر می‌مانم و از سنگر اشرف؛ این دژ شکست‌ناپذیر، تا سرنگونی رژیم ضدبشری خامنه‌ای با تمام وجودم دفاع و خروج از آن را نمی‌پذیرم الا این‌که برویم نزد خلقمان و نزد مردم خودمان با خواهر مریم در تهران.  مجید عبادیان  پس از تحصیلاتش در شهرکرد، با تأسیس یک شرکت ساختمانی، زندگی مرفهی داشت، اما مواهب زندگی چندان او را ...

کهکشان کاظم : زندگینامه مجاهد قهرمان کیومرث یوسفی

         نگاهی به زندگی انقلابی مجاهد شهید کیومرث یوسفی کمرکان                           کشاورزی که یک انقلابی حرفه ای شد کیومرث یوسفی متولد 1340 حومه جیرفت 36سال سابقه فعالیت سیاسی هنوز یاران کیومرث طنین صدای گرم و خنده‌های او را در گوش دارند که در مصاحبه‌ای می‌گفت: ”این دشمن زبون خامنه‌ای طلسم‌شکسته فکر می‌کنه با کشتن مجاهدین، با این زد و بندها با این توطئه‌ها با این خمپاره بارانها ما را به تسلیم می‌کشانه... . این‌جا را با خمپاره و موشک زد به حساب این‌که ما را به تسلیم بکشونه، کور خونده! مجاهدین با خون راهشون باز میشه، انگیزه می‌گیرم. ما انگیزه مون صد چندان میشه، برای مبارزه بیشتر برای جنگ صد برابر، این‌که پشت این رژیمو به خاک بنشونیم “ کیومرث در شب قدر سال 92 و با اشراف کامل به آینده و آنچه که در پیش است، در نقشه مسیرش نوشته بود:  ”یا علی اگر زمانه هزار بار از این هم سخت‌تر بشود هرگز نخواهم گذاشت دشمن به مقاصد شوم خود برسد چون ما مجاهدین به سلاح انقلاب ”به ...

کهکشان کاظم : زندگینامه مجاهد قهرمان رجبعلی قربانی

                                    نگاهی به زندگی انقلابی مجاهد شهید رجبعلی قربانی رجبعلی قربانی روستازاده دلیری که رزمنده قهرمان آزادی شد متولد 1340 رودسر سابقه مبارزاتی 35سال رجبعلی در سال 1340 در خانواده‌یی کشاورز در یکی از روستاهای شهرستان رودسر به دنیا آمد. در سال57 در حالی که دانش‌آموز بود، در کوران  انقلاب ضدسلطنتی   قرار گرفت و از طریق برادر بزرگتر و عمویش که هر دو دانشجو بودند، با اندیشه‌های انقلابی آشنا شد و فعالانه در تظاهرات علیه رژیم شاه شرکت جست. در سال 58 هوادار مجاهدین شد، خودش درباره علت هوادار شدنش می‌گوید: ”عکس برادر مسعود را در روزنامه دیدم و در من یک جرقه ایجاد شد و از همانجا عاشقش شدم“ رجبعلی سپس از سال 59 در صفوف میلیشیای مجاهد خلق قرار گرفت و سراپا شعله‌ور از شور آزادیخواهی روز و شب نداشت و سر از پا نمی‌شناخت. اما  30خرداد   60 و آغاز سرکوب وحشیانه و کشتار هواداران مجاهدین توسط خمینی، او را که ارتباطش با سازمان قطع شده بود، ناگزیر از رو...