Skip to main content

کهکشان کاظم : زندگینامه مجاهدقهرمان حمیدرضا ایمنی کاشان

نگاهی به زندگی انقلابی مجاهد شهید حمیدرضا ایمنی کاشان - چهره‌یی آرام و صبور، عزمی سرکش و بی‌قرار

حمیدرضا ایمنی
طره خون، مجاهد بمانم و مجاهد بمیرم... و برای آزادی خلق و میهن و بردن خواهر مریم به تهران دمی از پای نخواهم نشست. در ایام نخستین ماه محرم به یاد سیدالشهدا امام حسین و با پرچم هیهات مناالذله، در برابر رژیم ضدبشری آخوندی می‌گویم: مرگ بر اصل ولایت‌فقیه، زنده‌باد ارتش آزادی «... برادر مسعود، از این‌که بعد از کهکشان اشرف به ما لقب لشکرهای فدایی را دادید، بسیار بسیار سپاسگذار و مدیون هستم و این بالاترین افتخار برای هر مجاهد خلق است... برادر، اسم منو هم بنویس، در یکی از همان لشکرهای فدایی که باید سرنگونی را محقق کند...
حمید ایمنی- اسفند 1392».

مجاهد قهرمان، حمیدرضا ایمنی، در جریان انقلاب ضدسلطنتی مردم ایران، با آرمانهای مجاهدین آشنا شد. پس از پیروزی انقلاب، شرکت در میتینگهای مجاهدین، دیدگاه حمید را نسبت به یک زندگی آرمانی، تغییر داد. به‌ویژه، سخنرانیهای مسعود رجوی، بذر مجاهدت پایدار و استوار را در حمید می‌کاشت.

پس از آغاز مقاومت سراسری علیه دیکتاتوری پلید آخوندی در 30خرداد 1360، حمید دستگیر شد؛ اما پس از مدتی موفق شد از چنگ دژخیمان بگریزد و از کشور خارج شود و به سوئد برود. در مهرماه 1364 درخواست اعزام به منطقه مرزی کرد و در کسوت یک رزمنده مجاهد خلق، گام بر جاده مبارزه حرفه‌ای، برای آزادی مردم ایران گذاشت. مسیری که تا روز شهادتش در 7آبان 1394 طی سه دهه، پرشور و درخشان، ادامه یافت.

اما شورانگیزترین دوران زندگی مجاهد قهرمان حمید ایمن، سالهای پایداری پرشکوه برای پیروزی، در اشرف و لیبرتی بود. سالهایی که او، مانند هزاران مجاهد اشرفی دیگر، سوگند خورده بود بایستند، مبارزه را به اوج برساند و بند از بند رژیم ولایت‌فقیه، بگسلد.

آذر 1391: «... در کمال شور و آگاهی و با افتخار کامل، در برابر رهبری عقیدتی‌ام، برادر مسعود و خواهر مریم متعهد می‌شوم که هرگز به سوگند جلاله‌ام پشت نکنم و تا آخرین نفس و تا آخرین ق ، درود بر رجوی. حاضر- حاضر- حاضر».
سوگندها و تجدید عهدهای قهرمان مجاهد خلق، حمید ایمنی، راز درون کوه‌مردی را آشکار می‌کند که در پس چهره همیشه آرامش، غوغایی از شور و عشق موج می‌زد. شوری و عزمی برآمده از انقلاب رهایی‌بخش مریم که او را در برابر تمامی توطئه‌ها و فشارها و سختیها روئین‌تن و پایدار ساخته بود و سختی راه، تنها گامهایش را برای طی طریق مبارزه، محکمتر می‌نمودند.

سال 1393: «... سوگند می‌خورم که حتی هم‌چون شب عاشورا که تمام یاران امام حسین، آن 72 قهرمان تاریخ بشری می‌دانستند که فردا به‌شهادت خواهند رسید، باز لحظه‌ای و ذره‌یی درنگ در چشمان خود پدیدار نخواهم کرد... به دشمن ضدبشری می‌گویم: ”ما زن و مرد جنگیم، بجنگ تا بجنگیم“ ... من برای رسیدن به آزادی، برای صدها هفت‌خوان دیگر ابتلا و آزمایش، آماده‌ام»....

مجاهد قهرمان، حمیدرضا ایمنى، در روز 7آبان 1394، با قلمی سرخ، پای سوگندهایش را امضا نمود تا خون پاکش همراه با 23 قهرمان شهید دیگر، در شریان هزاران جوان اشرف‌نشان جاری گردد و دودمان سیاه نظام ولایت‌فقیه را در هم بشکند.

Comments

Popular posts from this blog

نگاهی کوتاه به زندگی جاودانه‌فروغ اشرف، شهید مجاهد خلق، مجید عبادیان

جاودانه فروغ اشرف مجاهد شهید مجید عبادیان دهکردی تولد: ۱۳۴۰- شهر کرد شهادت: فروردین ۱۳۹۰   «با سلام به تمام آنهایی که در راه آزادی جان باختند و با خونشان آن را آبیاری و حراست کردند و با سلام به شهیدان قیام ایران و با سلام به تمام خواهران و برادرانم از شهر مقاومت، اشرف تا تمامی نقاط جهان. آنهایی که با گوشت و پوست خودشان برای دفاع از آزادی به اعتصاب غذا شتافتند و ذره ذره وجودشان را در این راه ریختند. انشاالله که لایق این همه بزرگی و کرامت باشم».  سخن دیگر قهرمان مجاهد خلق در روزهای تهاجم دشمن به اشرف این بود که: من هم با تمام وجودم حاضرم در این راه تا پای جان بایستم حتی اگر دژخیمان، اشرف را اوین هم بکنند، تا پای جان در رکاب و همراه و یاور خواهر مریم و برادر می‌مانم و از سنگر اشرف؛ این دژ شکست‌ناپذیر، تا سرنگونی رژیم ضدبشری خامنه‌ای با تمام وجودم دفاع و خروج از آن را نمی‌پذیرم الا این‌که برویم نزد خلقمان و نزد مردم خودمان با خواهر مریم در تهران.  مجید عبادیان  پس از تحصیلاتش در شهرکرد، با تأسیس یک شرکت ساختمانی، زندگی مرفهی داشت، اما مواهب زندگی چندان او را ...

کهکشان کاظم : زندگینامه مجاهد قهرمان کیومرث یوسفی

         نگاهی به زندگی انقلابی مجاهد شهید کیومرث یوسفی کمرکان                           کشاورزی که یک انقلابی حرفه ای شد کیومرث یوسفی متولد 1340 حومه جیرفت 36سال سابقه فعالیت سیاسی هنوز یاران کیومرث طنین صدای گرم و خنده‌های او را در گوش دارند که در مصاحبه‌ای می‌گفت: ”این دشمن زبون خامنه‌ای طلسم‌شکسته فکر می‌کنه با کشتن مجاهدین، با این زد و بندها با این توطئه‌ها با این خمپاره بارانها ما را به تسلیم می‌کشانه... . این‌جا را با خمپاره و موشک زد به حساب این‌که ما را به تسلیم بکشونه، کور خونده! مجاهدین با خون راهشون باز میشه، انگیزه می‌گیرم. ما انگیزه مون صد چندان میشه، برای مبارزه بیشتر برای جنگ صد برابر، این‌که پشت این رژیمو به خاک بنشونیم “ کیومرث در شب قدر سال 92 و با اشراف کامل به آینده و آنچه که در پیش است، در نقشه مسیرش نوشته بود:  ”یا علی اگر زمانه هزار بار از این هم سخت‌تر بشود هرگز نخواهم گذاشت دشمن به مقاصد شوم خود برسد چون ما مجاهدین به سلاح انقلاب ”به ...

کهکشان کاظم : زندگینامه مجاهد قهرمان رجبعلی قربانی

                                    نگاهی به زندگی انقلابی مجاهد شهید رجبعلی قربانی رجبعلی قربانی روستازاده دلیری که رزمنده قهرمان آزادی شد متولد 1340 رودسر سابقه مبارزاتی 35سال رجبعلی در سال 1340 در خانواده‌یی کشاورز در یکی از روستاهای شهرستان رودسر به دنیا آمد. در سال57 در حالی که دانش‌آموز بود، در کوران  انقلاب ضدسلطنتی   قرار گرفت و از طریق برادر بزرگتر و عمویش که هر دو دانشجو بودند، با اندیشه‌های انقلابی آشنا شد و فعالانه در تظاهرات علیه رژیم شاه شرکت جست. در سال 58 هوادار مجاهدین شد، خودش درباره علت هوادار شدنش می‌گوید: ”عکس برادر مسعود را در روزنامه دیدم و در من یک جرقه ایجاد شد و از همانجا عاشقش شدم“ رجبعلی سپس از سال 59 در صفوف میلیشیای مجاهد خلق قرار گرفت و سراپا شعله‌ور از شور آزادیخواهی روز و شب نداشت و سر از پا نمی‌شناخت. اما  30خرداد   60 و آغاز سرکوب وحشیانه و کشتار هواداران مجاهدین توسط خمینی، او را که ارتباطش با سازمان قطع شده بود، ناگزیر از رو...